مصاحبه با زهرا نصرتی بیمار بهبود یافته سرطان

مصاحبه با زهرا نصرتی بیمار بهبود یافته سرطان

احساس می کنم سال ها مرده بودم و پس از ابتلا به بیماری تازه زنده شدم و حال دیگر قدردان داشته های ساده و اندک زندگی هستم و میدانم با همین مبالغ اندک و پر برکت میشود کارهای بزرگی کرد.

زندگی چون موهبتی از جانب خداســت که با حضورمان،به آن معنا میبخشیم. در این میان شاید تحمیل و تحمل تجربه های تلخ زندگی است که با ابتلا به یک رنج آغاز و موجب تحولات عظیم زندگی میشود.در این نشــریه بارهــا و بارها پای صحبت هــای افرادی نشستیم که مبتلا به بیماری سرطان شدند و به ناچار گاه از دالان های مخــوف نزدیک به مرگ عبور کرده و تا پای مرگ رسیده اند.
***
همین تجربه، به نگرششان، عمق داده، به طوری که خود را در خانه دنیا چون مستاجری میدانند که به قضا و قدر صاحب خانه اعتماد کرده و میدانند که هر فعلی از جانب خداست و بقا مختص به ذات احدی اوست. این بار هم کلام می شــویم با «زهرا نصرتی» بیمار بهبود یافته دیگری که سیر درمان این بیماری تحول عجیبی در زندگی اش ایجاد کرده او میگوید: «دیگر نه تنها نســبت به چیزهای کوچک، بلکه نسبت بی اهمیت ترین اشیا قدردان است.»
***
بهمن ماه ۱۳۹۹ بود و سرمای زمستان از نفس نیفتاده و همچنان میتاخت که درد عجیبی در رگ هایش پیچید.دکتر علت دردش را بیماری سرطان تشخیص داد و این شروع ماجرای عاشقانه او با خدایش بود. آن زمــان اطلاعــی از بیماری و اینکه درمانپذیر اســت نداشتم و مثل خیلی ها گمان میکردم ابتلا به این بیماری پایان زندگی است.با این حال برای خرید داروها به داروخانه، بیماری های خــاص مراجعه کردم و پرداخت این هزینه برایم خیلی گزاف بود. کــه یکی از مراجعه کننده هــای داروخانه،خیریه امدادگران را به مــن معرفی کرد و به من قوت قلب داد که برای درمانم میتوانم روی کمک هایشــان حســاب کنم و این چنین شد که برای سیر درمانم به خیریه امدادگران گره خوردم.او از حضورش در خیریــه برایمان این چنین تعریف کرد: «تمام وجودم در خیریه مملو از حس رضایتمندی و قدردانی شــد، چرا که از نزدیک شــاهد سختی هایی که بابت درمان ما متحمل میشدند، بودم. محبتشان نســبت به ما مانند نزدیکترین اقوام خانواده ما بود که حتی برای عیادت به خانه مان آمدند و از نزدیک جویای حالم میشدند.»
***
به هر حال این روزهای ســخت زهرا، با حمایت خیرین خیریه سپری شــد. او که افت و خیز بسیاری را تجربه کرده میگوید: «احســاس میکنم ســالها مرده بودم و پــس از ابتال به بیماری تازه زنده شــدم و حالا دیگر قدردان داشــته های ســاده و اندک زندگی هســتم و میدانم با همین مبالغ اندک و پر برکت میشود کارهای بزرگی کرد. حتی به بزرگی نجات جان یک انســان و دیگر در تمام مراحل زندگی ام توکل ام به خدا اســت. امیدوارم همه بیماران خیریه نیز تحت حمایت خیرین به مداوایشان ادامه دهند و سلامتی به زندگیشان برگردد.»

مقالات مرتبط