هو المصور
«موسسه امدادگران عاشورا» قابلیت آن را دارد تا از هر سلام و والسلامی، از هر نشست و برخاستنی و از هر آمدن و رفتنی که در آن است «روایتی» ناب عرضه کند. روایتی پیچیده به درد، شکسته از غم و بناشده بر دستگیری از خلق. عظمت آنچه دیده میشود گاه چنان است که واژهها از رسالت انتقال معنا ناتوانند. اینجاست که تصویر را باید به خدمت گرفت تا معنا، بُعد صورت به خود بگیرد شاید که مخاطب حقیقت آنچه رخ داده است را بیشتر دریابد. پیشتر مستند «ما سه نفر» روایتگر جان در راهِ ایمان و باور گذاشتن دو نفر از شهدای مدافع سلامت استان سیستان و بلوچستان به تصویر کشیده شد؛ و این بار «شهر سفید» حکایت درد آشنایی از استان کردستان است که عزم آن را پیدا کرد تا با اقدام خیرخواهانهای به قدر وُسع خود، یاریرسان کُردهای غیور آن خطه باشد.
ایدۀ «شهرسفید» در یکی از گفتگوهای کاری با رئیس موسسه، جناب آقای فتحیان شکل گرفت. تحقیقات و بررسیهای لازم در مصاحبه با دیگر افراد مطلع به انجام رسید و چارچوب کار مشخص شد. مرحلۀ بعد پیداکردن کارگردان مسلط و توانا بود که بعد از مشخص شدن کارگردان، تحقیقات و نتایج بدست آمده با کارگردان در میان گذاشته شد. با روشن شدن زوایا و ملاحظات کار مابقی اعضای گروه نیز معیّن شدند. طبق برنامهریزی خرداد ماه ۱۴۰۱ برای سفر به شهر سنندج انتخاب شده بود. سنندج نسبت به آنچه سیوچند سال پیش دیده بودم بسیار تفاوت کرده بود. این را از تحقیقات میدانی هم دریافتم، هرچند با سنندج مطلوب هنوز فاصله داشت. میزبان تیم در شهر سنندج جناب آقای دکتر بشیری، مدیر شعبه امدادگران سنندج بودند که الحق از همان ابتدا سنگ تمام گذاشتند.
بخش دوم گفتگوها و بررسیها میبایست در سنندج انجام میشد. با افزوده شدن تصویربردار و صدابردار، فیلمبرداری کلید خورد. این در حالی بود که در راستای کاهش هزینهها مدت فیلمبرداری بسیار کوتاه و فشرده برنامهریزی شدهبود. تصویربرداری در پنج محیط سطح شهر و بازار، دفتر امدادگران عاشورا شعبه سنندج، منزل جناب آقای معتمدوزیری و روستای گلین انجام شد. فیلمبرداری در روستای گلین از دو جهت برایم دلانگیز بود نخست به جهت طبیعت زیبا و چشمنواز روستا و مهمتر از آن این که در روستایی با فاصله بیش از چهارصد کیلومتر از پایتخت گروهی بودند تا از خدمات موسسه خیریه امدادگران عاشورا بهرهمند شوند و این مهم دست نمیداد اگر شعبه سنندج فعالیت چشمگیر و موثر نداشت.
با اتمام فیلمبرداری و بازگشت گروه به تهران، تدوین و صداگذاری آغاز شد و تمام این مسیر طی شد تا مستند «شهر سفید» از میان ساعتها تصویر تهیه شده قد علم کند. مستند، «شهر سفید» نام گرفت از سفیدیِ کوههای سر بهفلک کشیده و برفگیرش؛ روسفید در هشت سال مقاومت جانانهاش؛ شهر سفید در پایین بودن وقوع جرم و جنایت.
بنا به اصل «من لمیشکر المخلوق، لم یشکر الخالق» وظیفه خود میدانم تا از تمام آنهایی که در این راه همراهم بودند تشکر کنم؛ در ابتدا از رئیس محترم موسسه که ایدۀ پرداختن به این موضوع را مطرح کردند؛ سپس از جناب آقای مهندس اردشیر معتمدوزیری که اقدام خیرخواهانۀ ایشان ایده این مستند را شکل داد؛ از جناب آقای دکتر مصطفی بشیری مسئول محترم دفتر شعبه سنندج موسسه که علیرغم مشغلههای شخصی آن ایامشان به مهربانیِ تمام، همراه گروه سازنده بودند؛ و تشکر کنم از محمدرضا دهستانی کارگردان و تدوینگر، سعید محمدی تصویربردار و وحید ورمزیار دستیار تصویر، امین قدمی مشاور ،حسین محمدی صدابردار، کیوان سرابی مسئول هماهنگی؛ و دیگر عزیزان همراه عبدالکریم روئیزاده، کریم عزیزی، مرضیه محمودی و خانواده محترم معتمد وزیری.
همچنین از دستاندرکاران خدوم و زحمتکش نشریۀ پرنیان، به خصوص جناب آقای حیدری مدیر مسئول محترم نشریه تشکر میکنم که این مجال را مهیا کردند تا گوشهای از تلاشهای دستاندرکاران مستند «شهر سفید» بیان شود. در پایان به عنوان مدیر روابط عمومی موسسه به اطلاع مدیران محترم تمام نمایندگیها میرسانم این آمادگی وجود دارد تا سوژهها و ایدههاییتان، در صورت تایید رییس محترم موسسه و مشارکت شعبه در تهیه مستند، به تصویر کشیده شود.
والسلام
[divide icon=”square” width=”medium”]

[divide icon=”square” width=”medium”]

[divide icon=”square” width=”medium”]



