روشنای امید در تاریکی درد
امدادگران عاشورا، نامشان با عشق گره خورده است
در کوچههای پرپیچوخم بیماری، جایی که رنج و اندوه و درد، دوشادوش هم میروند، گروهی از نغمهگران زندگی با عشق و امید، به یاری میآیند. آنها نه پزشکاند و نه پرستار، اما دستانشان شفابخش است و حضورشان مرهم دل بیماران.
آنها امدادگران عاشورایند؛ کسانی که با نثار عشق، در دل تاریکی، روشنای امید میکارند.
آنان که تنها دارو و درمان نمیبخشند، نه تنها کمک مالی، که کرامت انسانی هدیه میدهند. در دنیایی که گاه انسانیت زیر بار خودخواهیها خم میشود، امدادگران عاشورا، یادآور معنویت و محبت در سختترین لحظات زندگیاند.شاید خستگیها و روزمرگیها، روح را فرسوده کند، اما آنها با دلهایی سرشار از ایمان، میدرخشند.
از حمایتهای درمانی تا همراهیهای روحی، از همدردی تا ساخت بیمارستان و مراکز درمانی، آنها چراغی هستند در تاریکترین شبهای زندگی بیماران؛ جوانانی پر از روحی جاری که بر سنگلاخ ناهمواری، سبزمنشِ امید میرویانند.امدادگران عاشورا، عاشقانی با عشق گروهی، با دلدادگی و یاری، با ایثاری عینیتیافته، و در قلبهای هزاران بیمار، گرهگشایی جاودانه شدهاند.
امدادگران عاشورا با همراهی روحی، از تجهیز تا ساخت بیمارستان و مراکز درمانی، بازوی یاریگر بیماران میشوند.آنها جوانانی هستند که در سنگلاخ زندگی، چراغ انسانیت میافروزند.
امدادگران عاشورا، نامشان با عشق گره خورده، با خداوند سخن میگویند و لبخندشان حوالی بیمارانی است که امید را دوباره تجربه میکنند.آنچه که این حرکت را پیش میبرد، ریشه در انسانیت دارد.


