[divide icon=”square” width=”medium”]
وقتی کودک بودم، یکی از بزرگترین آرزوهایم دیدن لبخند روی صورت همه آدمها بود. غصه آدمها، درد، بیماری و فقرشان، قلب کوچکم را به درد میآورد. در همان روزگار کودکی آرزو داشتم آنقدر قدرت داشتم که دردهای همه را درمان کنم، غافل از اینکه به تعبیر خداوند آدمی در سختی آفریده شده لقد خلقنا الانسان فی کبد. (آیه ۴ سوره مبارکه بلد) و آدم آنقدر ناتوان است که گاه حتی تحمل دردهای خودش را ندارد، چه برسد به درمان دیگران.
اگر فقیری را میدیدم، آرزویم بود که کاش هیچ فقری نبود و حالا که به جبر زمانه، مردم تهیدست هم هستند، آنقدر ثروت داشتم که مشکلات همه را مرتفع میکردم. با این آرزو بزرگ شدم.
آرزو داشتم خیّر مدرسهساز باشم، به خصوص وقتیکه چهرههای نورانی خیران را میدیدم و شور و شعف دانشآموزان برای نشستن پشت میز و نیمکت را. بعدها البته فهمیدم برای التیام دردهای مردم، راههای دیگری هم هست. کم کم با کارهای خیر دیگر و خیران بیشتری آشنا شدم و به حسرتهای زندگیام اضافه شد. اینکه طبیب باشی و خدا شفای بیماران را در دستهایت قرار دهد و علاوه بر آن، روحت آنقدر بزرگ باشد که برای رضای خدا و شادی دل مردم، بدون دستمزد درمانشان کنی، یا طبیب دوّاری باشی که شهر به شهر و کوچه به کوچه دنبال بیماران بروی و برای درمان شان سر از پا نشناسی!
باید آنقدر دلت بزرگ باشد و مقام و ثروت دنیا برایت بی ارزش، که آن را برای شادی همنوعت خرج کنی. یا به دنبال دانش آموز جامانده از تحصیلت راه بیفتی یا برای مردمت خانه بسازی یا مسجد یا …
خلاصه راه برای خدمت زیاد است، کافیست دلت وسیع باشد و دستت دهنده و توکلت به خدا. از بچگی به ما گفتهاند که هر موقع گرفتار بودی صدقه بده، حتی با مبلغی اندک! آن هنگام است که گشایش را به چشم میبینی؛ مسئله خمس هم همین است، زکات هم. اینها نه تنها به نیت انجام تکلیف و اطاعت است که حتی پاگذاشتن روی نفس است و در مسیر آدم شدن. آدم دلبسته دنیا میشود، اساسا جنس دنیا و وابستگیهایش حکایت آب شور دریاست که هرچه مینوشی، سیراب نمیشوی. حالا اگر بتوانی روی دلت پا بگذاری، ثروت داشته باشی و بگذری، قدرت داشته باشی و در مسیر خیر و خدمت استفاده کنی، خیلی حرف است، خیلی سعادت میخواهد و قطعا نصیب هرکسی نمیشود!
یکی ثروتش را، یکی دانشش را، یکی فکر و یکی هنرش را، یکی وقتش را… مهم این است که جرأت داشته باشی، توکل کنی، نیت کنی و با خدا معامله کنی. جنس خدمت در خیریه امدادگران عاشورا همین است؛ رزمندگانی که روزی در زمان دفاع مقدس، خدمت میکردند و امروز همان آدمها با کوله باری از تجربه و ایمان و خلوص و دلسوزی، پای کار مردمند و به دنبال درمان بیماریهای سخت و لاعلاج! خوشا به حال هر کسی که با هرچه در توان دارد، طبیب دلهای پر درد است.


