مؤسسه خیریه امدادگران عاشورا - شماره ثبت 15387
1393/08/27

ثروت راجمع کنیم که چه شود ؟وقت مردن همه اش را میگذاریم و میرویم جایی که هیچ چیزی جز عمل خیر و ایمان نمیتواند کمک کارماباشد

کسانی که کار خیر نمیکنند راه دعا را گم کرده اند ! ثروت را جمع کنیم که چه شود ؟ وقت مردن همه اش را میگذاریم و میرویم ، در جایی که هیچ چیزی جز عمل خیر و ایمان نمیتواند کمک کار ما باشد. این کا خیر فقط هم مخصوص اعتقادات ما نیست . همین الان در اروپا و آمریکا بنیادهای خیریه ای هستند که مثلا پزشک صبح در مطبش ویزیت میکند و بعد از ظهر برای خدمت به مردم به این مراکز میرود و ممکن است از جارو زدن تا هر کار دیگری انجام دهد.

 

مختصري از زندگينامه دكتر يحيي دولتي رييس انجمن پوست و موي ايران

ستیغ آفتاب هنوز آسمان زیبای فامنین را روشن نساخته بود که طنین اولین گریه کودکی بزرگ آتیه, در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی, دل و جان «سلیمان و مریم دولتی» را روشن ساخت. روحانی شهر, کودک را «یحیی» نام نهاد. تابش مهرِ والدین بر سر «یحیی» او را به هفت سالگی رساند و مسیر درس و مدرسه را برایش هموار نمود. ذوق تحصیل در یحیی به یکسال نکشیده بود که طعم هجرت, او را از دوستان و کوچه باغ های زیبای فامنین جدا نمود و همراه با خانواده اش در محله «بریانک» تهران ساکن گردانید.

 

یحیی در تهران تا ۱۳ سالگی از تحصیل باز می ماند ولی آثار نبوغ و ذکاوت و شوق گام نهادن در مسیر علم و معرفت, آنقدر از درون متلاطم او بر چهره اش هویدا بود بی آنکه حروف را بشناسد با کلمات گلستان سعدی مانوس گردیده بود.

 

علاقه وافر یحیی به سواد آموزی او را پس از کار سخت روزانه در کارگاه جوراب بافی, به کلاس های شبانه اکابر کشاند. و چون پرنده ای سبکبال که مجال بال گشودن یافته بود این موهبت الهی را به نیکی قدر دانسته و گواهی پایان تحصیلات ابتدایی را می گیرد. و سپس دبیرستان را نیز در کلاس های شبانه به پایان می رساند.

 

اعلام نیازِ «آموزشگاه فنی نیروی هوایی» خبری بود که بال پرواز یحیی را برای مسیری مشخص در زندگی اش گشود. اما روح عطشناک یحیای جوان تاب رکود نداشت و شوق درک چشمه های علم, او را در آموزشگاه شبانه روزی نظامی از دانش اندوزی باز نداشت. وی با دعوت از اساتید, کلاس های شبانه ای را در محل آموزشگاه تشکیل داد که به اتفاق جمعی از دوستانش گام در مسیر دانشگاه نهادند.

 

شرکت در کنکور و قبولی در دانشکده داروسازی تهران؛ یحیی دولتی را در زُمره دانشجویان طراز اول قرار می دهد. او در طول تحصیل به درجه ستوان دومی نائل می گردد و در سال ۱۳۳۸ به عنوان دکتر داروساز فارغ التحصیل می شود. اما روح پُرتلاطم او را اقیانوسی عظیم سیراب می کرد, در حالی که می بایست به عنوان دکتر داروساز در یکی از مراکز پزشکی ارتش کار می کرد, در «دانشکده پزشکی» نیز ثبت نام می کند و بدون اجازه ارتش، هفت سال در دانشگاه درس می خواند و در سال ۱۳۴۵ با مدرک پزشکی فارغ التحصیل می شود.

 

دکتر یحیی دولتی در یک آزمون پزشکی که توسط آمریکایی ها انجام می گرفت قبول می گردد و به صورت معجزه وار به دستور ارتش، در هفدهم دیماه ۱۳۴۷ برای ادامه تحصیل عازم آمریکا می شود و در ایالت های میشیگان، پنسیلوانیا و لوئیزیانا به تحصیل می پردازد. او به دلایل مختلف از جمله بیماری پوستی مادرش, علاقه مند به گرفتن تخصص پوست وآسیب شناسی پوست می شود .

 

دکتر دولتی آخرین سالی که در امریکا مشغول به تحصیل بود، پدرش، در تهران دار فانی را وداع می گوید. خبر رحلت پدر در سال ۱۳۵۱ هجری شمسی او را برای همیشه از سایه پُرمهرش محروم می سازد. و در همان سال با پایان یافتن تحصیلاتش تصمیم به بازگشت به ایران می گیرد.

 

دکتر یحیی دولتی در سال ۱۳۵۱ پس از مراجعت به ایران با پس اندازی که با انجام اضافه کاری در امریکا به دست آورده بود، ابتدا یک منزل شخصی برای مادرش خریداری می کند و سپس مطبی را برای خودش در خیابان کریم خان افتتاح کرده و بیماران بی بضاعت را به رایگان درمان می نماید.

 

محل کار دکتر دولتی در ارتش نیز، درمانگاه کارخانجات مهمات سازی تعیین می گردد. وی در آنجا به عنوان «متخصص پوست» و «رئیس درمانگاه صنایع نظامی» به خدمت خود ادامه می دهد. پس از یک سال خدمت، بیشتر وقت او، صرف ساختن بیمارستان شهید چمران فعلی و تجهیز آن بیمارستان می گردد که در سال ۱۳۵۶ افتتاح و به عنوان یکی از مجهزترین بیمارستان ها مورد استفاده قرار می گیرد.

 

این بیمارستان در دوران جنگ تحمیلی در خدمت مجروحین جنگ و بمباران ها قرار گرفت و دکتر دولتی تا سال ۱۳۶۱ یعنی زمان بازنشستگی اش ریاست آن را به عهده داشت.

 

دیگر خدمت دکتر دولتی، تدریس او در دانشگاه تهران، به دعوت دکتر عباس شیبانی است که هم اکنون بیش از ۳۲ سال است که وی به صورت افتخاری در آنجا به تدریس وتحقیق مشغول می باشد.

 

دکتر دولتی یک ماه از دوران تخصصی خود را در «تنها مرکز جذام امریکا به نام کارویل ایالت لوئیزیانا» گذرانده بود. بنابراین در تمامی این سالها با همکاری سازمان جذام و با سفرهای متعدد به مناطق جذام خیز کشور، در امر واکسیناسیون و کنترل جذام، خدمات ارزنده ای را انجام داده اند.

 

دانشگاه های علوم پزشکی «تهران» «شهید بهشتی» و «ایران» از جمله مراکزی هستند که دکتر دولتی از سالهای پیش تا کنون در آنها به تدریس و تربیت جراح پوست مشغول می باشند . دکتر دولتی به چنان تبحری درامر تحقیق وپژوهش دست پیدا میکنند که در جامعه پزشکی کشور برخی او را «پدرپژوهش در پوست و بنیانگذار جراحی پوست» نام نهاده اند.

 

«انجمن متخصصین پوست ایران» از معدود انجمن هایی است که در کارهای خیر پیشقدم بوده و دکتر دولتی از چندین دوره قبل، ریاست آن را به عهده دارد. این انجمن، هنگام زلزله، درمانگاهی را در شهر بم ساخته و در اختیار دانشگاه کرمان در شهر بم قرار داده است. و هم اکنون نیز مشغول ساختن یک درمانگاه در شهر زلزله زده «هریسِ» آذربایجان شرقی می باشد.

 

«کمک به نیازمندان»، «تاسیس مرکز ترک اعتیاد»، «ساخت و تجهیز مرکز فنی حرفه ای» و بسیاری امور خیریه دیگر، از حرکت های انسان دوستانه دکتر دولتی است که آثار مثبت فراوانی را به جای گذاشته است.

 

دیر زمانی که روحانی محل, نام «یحیی» را برای دکتر دولتی برمی گزید، پیش بینی کرده بود این نوزاد، برخلاف هشت برادر قبلی اش، زنده خواهد ماند! ولی شاید در این اندیشه نبود که «یحیای خردسال» در گذر زمان، «بزرگ یحیایی» خواهد شد تا در جسم و جان انسانهای دیگر، «نسیم زندگی» بدمد . . .

صفحه اصلی تماس با ما خوراک مطالب وبسایت در گوگل پلاس به ما +1 دهید